تبلیغات
جدیدترین اخبار بازیگران ایرانی و خارجی-اخبار هالیوود - مطالب ابر نیکول کیدمن

واقعا چرا نیکول کیدمن و تام کروز از هم جدا شدند ؟ اردیبهشت 96

چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396  04:45 ق.ظ

واقعا چرا نیکول کیدمن و تام کروز از هم جدا شدند ؟ اردیبهشت 96

همه آرزوی این زوج خوشبخت را داشتند. تام کروز و نیکول کیدمن که با سن کم خود توانسته بودند قله های موفقیت را پشت سر بگذارند و توجه همگان  را در دهه 90 میلادی از طریق ازدواج به خود جلب کنند. این زوج در آن زمان به تنهایی شناخته نمی شدند و در همه جا با عنوان زوج ستاره مشهور بودند. و این اتحاد باعث توجه بیشتر رسانه ها به آنها شده بود. این زوج نقش مقابل هم را در فیلم عاشقانه چشمان کاملاً بسته (1999) که توسط استنلی کوبریک کارگردانی شد بازی کردند. و بعد از آن این زوج به عنوان سمبل فیلم های عاشقانه شناخته شدند. و همه در مورد آنها صحبت می کردند، چند فرزند داشتند و ظاهراً چیزی کم نداشتند. پس چرا در نهایت از هم جدا شدند؟

آغاز خوش زندگی آنها

زندگی تام و نیکول از طریق آشنایی آنها در هالیوود آغاز شد. کیدمن ستاره ای تازه شناخته شده از فیلم های استرالیایی بود که توجه زیادی را در این کشور به خود جذب کرده بود. او توانسته بود جایزه بهترین بازیگر نقش زن در تلویزیون استرالیا را از آن خود کند. او این جایزه را در سن 17 سالگی دریافت کرد. طبق گفته سایت "ونتی فیر" تام برای اولین بار او را در فیلم استرالیایی Dead Calm دید، که در سال 1989 ساخته شده بود. تام کروز از دیدن او بسیار هیجان زده شد و تصمیم گرفت که هر طور شده او را شخصاً ملاقات کند تا شاید بتواند با او در فیلمی همبازی شود. باید بدانید که در این زمان تام در حال جدایی از همسر اول خود یعنی میمی راجرز بود.

در نهایت آنها همدیگر را ملاقات کردند و نیکول عاشق سر سخت تام شد. او طوری دلباخته تام شد که تمامی برنامه های خود را کنار گذاشت و به دنبال بازی با تام در فیلم روزهای تندر (1990) رفت. و به محض اینکه تام از همسرش جدا شد در همان سال با او ازدواج کرد. در آن زمان تام کروز حدود 28 سال داشت و نیکول 23 ساله بود.

دین بر سر راه این زوج قرار گرفت

مشکلی قابل پیش بینی از همان ابتدا مسئله اعتقادات دینی این دو نفر بود. تام کروز اصول کلیسای ساینتولوژی را پذیرفته بود و بر عقاید خود پا فشاری می کرد در حالی که نیکول کیدمن به اعتقادات او علاقه ای نداشت. و آن طور که مشخص بود قصد پذیرش آن را هم نداشت. و در صورتی که اخبار مرتبط با کلیسای ساینتولوژی را دنبال کنید، به زودی متوجه می شوید که طبق این آیین چنین پیوندی در طولانی مدت به هیچ عنوان پایدار نیست.

علاوه بر این لارنس رایت در کتاب خود و یا الکس گیبنی  در مستندی که در همین رابطه ساخته است، این مسئله را تائید می کند. و در صورتی که شما این کتاب را مطالعه کنید و یا به تماشای این مستند بنشینید، متوجه خواهید شد که مشکلات آنها خانوادگی نیست هر چیزی که در بین آنها روی داده است، ناشی از مشکلات بیرونی و بخصوص اعتقادات تام به کلیسای  ساینتولوژی است. رهبران این کلیسا بر این باور بودند که نیکول عاملی برای جدایی تام از کلیسای ساینتولوژی است و به همین دلیل آنها شروع به ایجاد توطئه برای جدایی این دو از هم کردند . و شایعاتی شنیده می شود که این افراد عمل مشابه ای هم با همسر اول تام یعنی می می راجرز انجام داده اند. وقتی نهاد هایی با ثروت میلیارد دلاری در چنین مسائلی دخالت کنند، مطمئن باشید که حفظ روابط عاشقانه بسیار دشوار است. بنابراین امکان حفظ زندگی مشترک در چنین شرایطی به راحتی فراهم نیست.

کم کم فاصله آنها از هم بیشتر شد و در نهایت جدا شدند

گمان می رود که رهبران کلیسای ساینتولوژی از همان ابتدا نسبت به نیکول مشکوک بودند، و تلاش های زیادی شد تا او را تبدیل به یکی از متحدین خود کنند. او شروع به بررسی عقاید این کلیسا کرد ولی هیچ وقت به طور کامل آن را نپذیرفت. اقدامات فراوانی از سوی این کلیسا صورت گرفت تا او فعالیت های پدر خود را محکوم کند. ولی نیکول در این مورد هرگز زیر بار نرفت. پدر نیکول کیدمن یک روانپزشک بود. این یکی از رشته هایی است که ساینتولوژیست ها به طور کامل با آن مخالفت می کنند. این اقدامات برای محکوم کردن پدر نیکول کیدمن شکست خورد و ممکن است بابت این عمل آتشی در درون او شعله ور شده باشد.

علاوه بر این در ماه می 1991 مجله تایم شروع به فعالیت در زمینه معرفی و شناسایی بهتر آیین ساینتولوژی کرد و در نهایت آن را "آیین پول پرستی و قدرت نامید".  نیکول از این مقاله برای معرفی نارضایتی خود از این آیین و چگونگی تأثیر منفی آن بر روی زندگی اش استفاده نمود. و به این دلیل تام را تشویق کرد تا از این آیین و نهاد های مرتبط با آن فاصله بگیرد. این روند تا سال های پایانی زندگیشان ادامه یافت و هر یک از آنها سعی در متقاعد کردن طرف مقابل می کردند. آن دو فشار های زیادی را تحمل کردند و حتی گزارش شده است که وقتی این زوج در لس آنجلس بوده اند، تلفن های آنها از طریق این کلیسا تحت کنترل بوده است. وقتی این دو متوجه شدند که تفاوت های آنها حل نشدنی است و شرایط زندگی آنها روز به روز بد تر می شود. تام و نیکول در 6 فوریه 2001 اعلام کردند که به زودی قصد جدایی از هم را دارند.

تام سرپرستی کودکان را بر عهده گرفت، نیکول از این مسئولیت کنار گذاشته شد

خب پس از جدایی، مسئله فرزندان آنها مطرح شد. زیرا در هنگام جدایی فرزندان آنها هنوز دوران کودکی خود را سپری می کردند. تا آن زمان هنوز مشخص نبود که چه کسی مسئولیت آنها را بر عهده می گیرد. آنها تا مدتی به طور مشترک نگهداری فرزندان خود را بر عهده گرفتند. ولی هر چقدر که شهرت نیکول افزایش پیدا می کرد و مسئولیت بیشتری را بر عهده می گرفت، زمان کمتری را صرف دیدار با فرزندان خود می کرد. و آنها بیشتر وقت خود را با پدرشان بودند. خواهر تام مسئولیت آموزش آنها را به شیوه کلیسای ساینتولوژی بر عهده گرفت. و حتی در طول یک تابستان به جای رفتن و ماندن نزد مادرشان در کلاس های آموزشی این کلیسا شرکت کردند. تا سال 2005 آنها با انتخاب خود به طور کامل همراه با پدرشان زندگی کردند.

سال ها دوری از فرزندان

سال‌ها رابطه نیکول و فرزندانش غیر طبیعی باقی ماند. ایزابلا بدون اینکه از او دعوت کند ازدواج کرد. هر چند هر دوی آنها در آن زمان در یک شهر زندگی می کردند. هیچ یک از فرزندان او در مراسم ختم پدربزرگشان شرکت نکردند. به گفته "دیلی میل" آنها پس از ازدواج کتی هولمز با تام در سال 2006، او را مادر خطاب می کردند. و طوری که گفته می شود اصلاً سخنی در مورد مادر اصلیشان به زبان نمی آوردند.

لیه رمینی در کتاب Vulture خود خاطره ای را از این دوره نقل می کند. این خاطره در رابطه با مراسم کتی هولمز با تام کروز در سال 2006 اتفاق افتاده است. وقتی آنها به سوی فرودگاه در حرکت بودند لیه از بچه ها در مورد مادرشان پرسید و اینکه آیا آنها هنوز با او درارتباط هستند یا خیر. بلا او را با جواب قاطع خود متعجب کرد و گفت. او شخصی بی نهایت خود خواه است.

نشانه هایی از آشتی دوباره

سال گذشته در ماه اوت گزارش شد که نیکول بالاخره پس از یک سال از مراسم ازدواج دخترش توانست همسر او را ملاقات کند. و به گفته ایزابلا مشکلی بین او و نیکول وجود ندارد. او گفت: "البته که ما با هم صحبت می کنیم. او مادر ماست". پسر او کانر نیز نظر مشابه ای داشت و گفت: " من اهمیتی به حرف مردم نمی دهم. فقط می دانم که رابطه گرمی بین من و مادرم وجود دارد. من خیلی دوستش دارم. مادر برای من همه چیز است."

مسئولیت سخت خانواده

می توان از این نوشته این‌طور نتیجه گیری کرد که زندگی سخت است به ویژه وقتی صحبت از خانواده می شود. علاوه بر این وقتی این شرایط بسیار دشوار تر می شود که دو ابر ستاره سینما را نیز به زندگی وارد کنید. در حالی که این افراد چهره های شناخته شده بین المللی دارند و علاوه بر این میلیون ها دلار پول در بین آنها رد و بدل می شود و همچنین عضو نهاد های دینی مخفی نیز هستند و به شدت به آنها پایبند می باشند.  با مطالعه زندگی این افراد به این نکته می رسیم که باید قدر زندگی خود را بدانیم و به داشته ها و نداشته هایمان قناعت کنیم و از کانون گرم خانواده خود قدردانی نماییم. تام و نیکول برای مدت های فراوان از هم جدا بودند و توانستند از پس مشکلات بر آیند و در انتها دوباره با هم ازدواج کنند. آنها فرزندان خود را با هم بزرگ کرده اند و امروز هم به واسطه همین فرزندان با هم در ارتباط هستند. امیدواریم که همواره خوشحال باشند و بهترین ها را برای آنها خواستاریم.



نوشته شده توسط: حمید رضا رنجبران | آخرین ویرایش:چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 | نظرات() 

برچسب ها: نیکول کیدمن ، تام کروز ،